ابراهيم عاملي ( موثق )

58

تفسير عاملي ( فارسي )

مىگويند همه از جانب خدا است و به آن ايمان دارند . امروز مىبينيم هر چه سطح معلومات بشر بالاتر ميرود دائره‌ى مجهولات او وسيعتر مىشود ، بنادانى خود بيشتر اعتراف مىكند . چون عالم آفرينش نامحدود و احاطه‌ى انسان به آن ممكن نيست پس ما هم آن را مىگوئيم كه آنها گفتند كه پيغمبر مىفهميد و راست مىگفت كه ( عَلَّمَه شَدِيدُ الْقُوى . . . وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ) يعنى به او آموخته است آنكه بر همه چيز فائق است پس بميل و خواهش خود چيزى نمىگويد ولى چون حسّ كنجكاوى و انگيزه‌ى كشف مجهولات هميشه انسان را وادار مىكند بفكر و گفتگو تا شايد از اين مطالب چيزى دستگيرش شود و شايد هيچوقت اين خواسته‌ى او آرام نشود . پس همان طورى كه ديگران افكارى در اين زمينه داشته‌اند ما هم مىگوئيم : 1 - بملائكه امر شد كه سجده بآدم بكنند تا آدمى خبردار شود كه او برتر از ساير موجودات اين كره‌ى خاك است و همه آفريده‌ها و قواى طبيعت پيش او متواضع و فروتن هستند و تحت فرمان او آورده شده پس بايد او هم قدر بداند و از آن استفاده كند و نظير همين معنى شيخ طريحى در مجمع البحرين از شيخ ابو على نقل كرده در ماده‌ى ( سجد ) به اين عبارت ( اي ينقادون لاحداث ما اراده فيهم من افعاله شاؤا ام ابوا ) يعنى آنها فرمانبردار هستند براى آنچه بخواهد در آنها ايجاد كند خواه مطابق ميل آنها باشد يا مخالف ميلشان باشد . كه با دقّت در يك يك اين كلمات مقصود ما را به خوبى مىفهماند . 2 - همه‌ى ملائكه سجده كردند مگر ابليس كه خوددارى و گردنفرازى كرد و كافر بود ، براى روشن شدن مطلب بايد بدانيم بديها و شرور و نابوديها و محروميتها و هر چه ناپسند است وجود خارجى مستقل ندارد و دسته‌ى جداگانه نيست و آنچه را بد ميدانيم براى اين است كه سبب امر منفى است ، و در دنباله‌ى او يك نابودى و نيستى ديده مىشود و چنان كه در جاى خودش گفته‌ايم بدى خود موجوديت